@فلسفه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فلسفه فلسفه خوش بينى فلسفه خوشى پرستى و ... فلسفه درويش ها فلسفه رواقيون فلسفه شکاکى و بدبينى فلسفه صبر و عدم جنبش فلسفه صدفى فلسفه صورى فلسفه طبيعى فلسفه عرضى فلسفه عرفانى يا روحانى فلسفه عقلانى فلسفه عملى فلسفه عملى و مثبت فلسفه عياشى و خوشگذرانى فلسفه فردى فلسفه مارکسيست فلسفه ماوراء الطبيعه فلسفه ماوراء طبيعه فلسفه نسبيه فلسفه همنوع دوستى فلسفه واقع بينى واقعيت گرايى فلسفه ى احتمالى فلسفه ى تمرکز قدرت يا استبداد فلسفه ى مذهب اوانجلى واژه هاى شامل فلسفه ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}