@فهميدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فهميدن ... وسيله حرکات لب فهميدن اشتباه فهميدن بد فهميدن به صورت ظاهر فهميدن يا فهاندن در فهميدن مقصود اشتباه کردن دير فهميدن مزه دهان کسى را فهميدن نادرست فهميدن