@فوق@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فوق ... کنيد و به فوق مراجعه شود ... حد عادى و فوق العاده و مافوق ... ... و بالايى و فوق و برتر و ... ... مربوط به غده فوق کليه چيز فوق العاده ابر انسان فوق بشرى استعداد و قدرت فوق العاده در پروراندن ... امر فوق العاده و غيره منتظره ... نيز با معانى فوق به کار مى ... با سبک فوق رقصيدن بابک فوق رقصيدن ... ارتشى براى موارد فوق العاده به شرح فوق به طور فوق العاده ... داراى قدرت هدايت فوق العاده جلسه فوق العاده ... استعداد تحريک فوق العاده ... بدون مزايا و فوق العاده داراى حساسيت فوق العاده در فوق درجه فوق دکترى ظرافت فوق العاده ... با رنگ کارى فوق به دست آيد عصبانيت فوق العاده غده ى فوق کليوى واژه هاى شامل فوق ـ (65) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}