@فوق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فوق ... کنيد و به فوق مراجعه شود ... حد عادى و فوق العاده و مافوق ... ... و بالايى و فوق و برتر و ... ... مربوط به غده فوق کليه چيز فوق العاده ابر انسان فوق بشرى استعداد و قدرت فوق العاده در پروراندن ... امر فوق العاده و غيره منتظره ... نيز با معانى فوق به کار مى ... با سبک فوق رقصيدن بابک فوق رقصيدن ... ارتشى براى موارد فوق العاده به شرح فوق به طور فوق العاده ... داراى قدرت هدايت فوق العاده جلسه فوق العاده ... استعداد تحريک فوق العاده ... بدون مزايا و فوق العاده داراى حساسيت فوق العاده در فوق درجه فوق دکترى ظرافت فوق العاده ... با رنگ کارى فوق به دست آيد عصبانيت فوق العاده غده ى فوق کليوى واژه هاى شامل فوق ـ (65) : 1 , 2 , 3