@فوق@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فوق فوق نماد فوق هادى فوق هدايت فوق همگردان فوق همگردانى ماده فعاله قشر غده فوق کليه مذکور در فوق مربوط به دوره فوق دکترا مربوط به غده فوق کليوى ... به هندسه فوق مقياسات فضايى ... غده يا ترشح غدد فوق کليه ... يا داستان فوق العاده هيجان ... ... قسمت مرکز غده فوق کليه که بالا ... وابسته به تحصيلات فوق ليسانس وابسته به قشر غده ى فوق کليه واژه هاى شامل فوق ـ (65) : 1 , 2 , 3