@فيزيک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فيزيک بخشى از علم فيزيک که در باره ... رشته اى از فيزيک که در باره ... زمين فيزيک ... اى از علم فيزيک که در باره ... ... اى از علم فيزيک که در باره ... شاخه اى از فيزيک سياسى که در ... ... ميان روان شناسى و فيزيک فيزيک اتمى فيزيک اصطکاکى فيزيک حالت جامد فيزيک دان فيزيک نجومى فيزيک نور مبحث اصطکاک در فيزيک متخصص فيزيک نجومى مربوط به ژئو فيزيک منسوب به فيزيک نجومى