@فيزيکى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فيزيکى ... گيرى اوضاع فيزيکى و جوى ... ... يا پديده فيزيکى و حياتى ... داراى خواص فيزيکى مشابه ... نفوذ عوامل فيزيکى درمشى سياسى ... ... به خواص فيزيکى و شيميايى ...