@فيلم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فيلم ... افستى که فيلم عکاسى را ... کسى که فيلم يا مطالب مستندى ... آپارات فيلم ... تثبيت عکس و فيلم به کار مى ... اسلايدهاى به شکل نوار فيلم تهيه کننده ى فيلم هاى کارتون حلقه فيلم داستان کوتاه يا فيلم عشقى دواى ظهور فيلم دوبين فيلم بردارى ... کوچک در فيلم نمودار کردن ريز فيلم زمينه يا طرح راهنماى فيلم صامت ضباط فيلم ... يا موسيقى فيلم قبل از ... ... تلويزيون و فيلم سينمايى و ... فيلم پليسى فيلم گذاشتن فيلم اخبار جارى روز فيلم برداشتن از فيلم تلويزيونى فيلم خوان فيلم خيلى کوچک براى ... فيلم را دوبله کردن فيلم سينما واژه هاى شامل فيلم ـ (46) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}