@فيلم@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فيلم فيلم سينمايى فيلم سينمايى نيمه مستند فيلم عکاسى فيلم مانند فيلم مثبت فيلم منفى فيلم نگار فيلم ناطق صنعت فيلم ناطق فيلم هاى ميکى موس فيلم هاى نقاشى شده فيلم يا نمايش گاوچرانان ... قرقره فيلم متن يانمايشنامه فيلم سينمايى ... بر روى حاشيه فيلم ناطق مقدار فيلم به فوت ميکرو فيلم نمايش قبلى فيلم به طور خصوصى نمايش مجدد فيلم نمايش يا فيلم پرمشترى نوار فيلم ... اول نمايش يا فيلم سينمايى واژه هاى شامل فيلم ـ (46) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}