@فکر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فکر پريشان فکر گسترده فکر کار عادى و بدون فکر ... آنى و بدون فکر قبلى عمل مى ... ... که داراى فکر آزاد است ... کوتاه فکر کوته فکر آدم پريشان فکر آدم گيج و بى فکر آزاد فکر آزادى فکر ارتقاء فکر به عالم علوى اشتباه فکر کردن ... قياس عقلانى فکر درک نمود انتقال فکر بد فکر کردن به فکر انداختن به فکر خطور دادن به فکر خود ... مکالمه و تبادل فکر و خبر بى فکر تغيير فکر تنوير فکر کردن توى فکر فرورفتن جريان فکر واژه هاى شامل فکر ـ (80) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}