@فکرى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فکرى غير فکرى قبلا تبعيض فکرى داشتن مبتلا به جمود فکرى مرحله فرضى فکرى خالى از ... ناشى از بى فکرى ... عضلانى در اثر عمل فکرى ... تقليد از رسم يا طرز فکرى واژه هاى شامل فکرى ـ (32) : 1 , 2