@قائم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قائم بعد قائم قائم کردن قائم الزاويه قائم بالذات قائم بذات قائم مقام قائم مقام تعيين کردن قائم مقام شدن قائم مقامى قائم نگاه داشتن منشور قائم نيمه قائم وتر مثلث قائم الزاويه