@قاب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قاب ... عنوان بتونه قاب چوبى و ... بادنجان دور قاب چين به شکل قاب يا دورى يا طشت تخته ى پشت قاب عکس و غيره حشره قاب بالى که رنگ ... صفحه قاب يا نگهدار چيزى ... که در سه قاب تهيه کرده پهلوى ... قاب پنجره قاب چهارچوب قاب چوبى سقف و کف اتاق قاب گذاردن قاب گرفتن قاب کردن قاب دورشيشه در يا ... قاب زانو قاب سازى قاب ساعت قاب سقف قاب شيشه قاب عکس قاب عينک قاب يا بال حشرات ... گلويى است قاب آهن محکمى