@قابل@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قابل قابل استثناء قابل استخدام قابل استخراج قابل استرداد قابل استفاده قابل استفاده مجدد قابل استماع قابل استنباط قابل استنتاج قابل استيناف قابل اسناد قابل اشتباه قابل اشتعال قابل اشتقاق قابل اصلاح قابل اصلاح و تعديل قابل اضافه قابل اطلاق قابل اطمينان قابل اظهار يا توضيح قابل اعاده قابل اعتراض قابل اعتراض بودن قابل اعتماد قابل اعطاء واژه هاى شامل قابل ـ (646) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26