@قابل@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قابل غير قابل ادراک و فهم غير قابل ارتجاع غير قابل ارزيابى غير قابل استخراج غير قابل استخلاص غير قابل استرداد غير قابل استعمال با يکديگر غير قابل استفاده غير قابل استفاده شدن ... غير قابل استناد غير قابل استنشاق غير قابل استيناف غير قابل اشغال غير قابل اطلاق غير قابل اطمينان غير قابل اظهار غير قابل اعتذار غير قابل اعتراض غير قابل اعتماد غير قابل الغاء غير قابل القا مغناطيسى غير قابل امتناع غير قابل انکار و تکذيب غير قابل انتقال غير قابل انحراف واژه هاى شامل قابل ـ (646) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26