@قارچى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قارچى گياه قارچى کپک قارچى بيمارى قارچى شبيه ارگانيسم هاى قارچى عفونت قارچى مرض قارچى برخى گياهان ... ناخوشى قارچى ناخوشى قارچى گندم ... بيمارى پوستى قارچى واگيردار نوعى مرض قارچى انگشتان هر نوع مرض قارچى پوست