@قالب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قالب ... نظير آن قالب گيرى شده ... گچ ويژه شکسته بندى و قالب گيرى ... پخته شده در قالب هاى دو پارچه ... کليشه يا قالب چوبى مخصوص ... کوره قالب گيرى آهن از قالب در آوردن از قالب درآوردن از نو قالب کردن با قالب به شکل درآوردن با قالب متغيير به شکل قالب در آوردن بى قالب در قالب آزاد در قالب آزاد ميدانى سنبه قالب فر يا قالب کله پزى قالب پذير قالب پذير کردن قالب پذيرى قالب گر قالب گرفتن قالب گير قالب کارت قالب کردن قالب کفش واژه هاى شامل قالب ـ (49) : 1 , 2