@قانون@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قانون پيرو قانون پيرو و تابع قانون کردن پيروى از قانون ديگرى چوب قانون کار خلاف قانون کتاب قانون کسى که تحت حمايت قانون است کسى که در قانون و سياست فاقد ... کسى که قانون شرع يا شرعيان ... از قانون مستثنى کردن اصول قانون پرستى افراط در مراعات قانون ... رسم و قانون ديگران کارى ... باتون ياچوب قانون باطوم ياچوب قانون پاسبان بدنبال متخلفين قانون گشتن بر خلاف قانون اساسى به صورت قانون در آمدن به صورت قانون درآوردن به صورت قانون موضوعه درآوردنى بى قانون و قاعده تبصره قانون تحت قانون و قاعده در آوردن تخطى از قانون تدوين و تصويب قانون واژه هاى شامل قانون ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}