@قانون@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قانون مطابقت با قانون اساسى مطيع قانون مغايرت با قانون اساسى منطبق با قانون ناقض قانون نوعى سنتور يا قانون هيئت قانون گذارى وابسته به قانون وابسته به قانون تحول واژه هاى شامل قانون ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4