@قايق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قايق کرجى يا قايق موتورى سريع السير آدم يا قايق مخصوص حمل ... آنچه قايق را به آن مى بندند با قايق چهارگوش حمل کردن با قايق الوارى رفتن يا فرستادن با قايق بارى کالا حمل کردن با قايق حمل کردن ... زورق يا قايق آويخته شود بادبان سه گوش قايق هاى تفريحى بزرگترين قايق داخل کشتى ... ته قايق بادبانى تير دکل قايق قايق پارويى قايق پارويى اسکيموها قايق پارويى سريع السير قايق پارويى و بادبانى اندونزى قايق پنج بادبانى قايق پهن رودخانه قايق چهار پارويى يا ... قايق چهار گوش قايق چوبى که براى ... قايق کف پهن چارگوش قايق کوچک و باريک قايق بادبانى قايق بار کشى از کشتى ... واژه هاى شامل قايق ـ (73) : 1 , 2 , 3