@قاچاق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قاچاق کالاى قاچاق آدم قاچاق و قمارباز ... مخصوص حمل مشروبات قاچاق از راه قاچاق يا شيادى ... تجارت قاچاق يا ممنوع حمل مشروب قاچاق فروشنده مشروب قاچاق قاچاق کردن ماهيگيرى به طور قاچاق و غير مجاز محل فروش مشروبات الکلى قاچاق مسافر قاچاق مشروب قاچاق ... درکشورى به طور قاچاق ويسکى قاچاق