@قبل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قبل ... طورى که قبل از فرورفتن ... ... معنى پيش و قبل از و در ... گل آورى قبل از برگ آورى احتراق قبل از وقت از قبل بحث کردن ... اشتها آورى که قبل از غذا صرف ... الهام قبل از وقوع امرى بلافاصله قبل از حرف صدا دار ... چوگان با زمين قبل از خوردن به ... ... فوتبال را قبل از تماس ... ... سفيد است و قبل از رعد و ... جمعه قبل از عيد پاک خرابى عمدى موشک قبل از پرتاب آن داراى گلهايى که قبل از برگ ظاهر ... دعاى برکت قبل از غذا دوره قبل از بلوغ دوره قبل از بلوغ انسان دوره قبل از فحليت جنس ماده روح مرده کمى قبل يا پس از مرگ زبان اکد که قبل از زبان آشورى ... ستاره اى که قبل از طلوع يا ... سه روز قبل از چهارشنبه توبه سه روز قبل از چهارشنبه ... سه شنبه قبل از چهارشنبه توبه ... موسيقى فيلم قبل از فيلمبردارى واژه هاى شامل قبل ـ (79) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}