@قبلا@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قبلا ... امانتى که قبلا مخارج پست ... ... و جلو و قبلا و پيشروها و ... ... و بعلاوه و قبلا و به بالا ... قبلا پرداختن قبلا پيش بينى کردن قبلا چيدن و قرار دادن قبلا گرم کردن قبلا آگاه قبلا آگاهانيدن قبلا آماده کردن قبلا احساس کردن قبلا اخطار کردن قبلا اعلام کردن قبلا انتخاب کردن قبلا بدل کسى اثر کردن قبلا برحذر داشتن قبلا به تصرف آوردن قبلا به شکل در آوردن قبلا تبعيض فکرى داشتن قبلا تجهيز شده قبلا تخصيص داده شده قبلا ترتيب دادن قبلا تشکيل دادن قبلا تصميم گرفتن قبلا تصور کردن واژه هاى شامل قبلا ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}