@قبلا@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قبلا قبلا تعليم دادن قبلا تعيين کردن قبلا تعيين شده قبلا تقديس شده قبلا تهيه کردن قبلا تهيه ديدن قبلا تهيه شده قبلا ثبت کردن قبلا حرارت دادن قبلا در باره چيزى صحبت کردن قبلا ذکر کردن قبلا ذکر شده قبلا رويت کردن قبلا شکل چيزى را معين کردن قبلا شرط کردن قبلا ضبط کردن قبلا عقيده پيدا کردن قبلا فکر چيزى را کردن قبلا فرار و مدار گذاردن قبلا متوجه قبلا مرتب کردن قبلا مستعد قبلا معالجه کردن قبلا مقدر کردن قبلا مقرر داشتن واژه هاى شامل قبلا ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}