@قتل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قتل به قتل رساندن ... برادرش او را به قتل رسانيد قتل شاه يا حکمروا قتل عام قتل عام کردن قتل عام کننده قتل عيال قتل نفس مرگ يا قتل کسانى که دچار ... مربوط به قتل عام مستلزم بريدن سر يا قتل