@قدامى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قدامى برجستگى قدامى سلول جنسى نر جلوترين قسمت قدامى مغز ربع قدامى خارجى بدن يا ... قسمت قدامى حيوانات بنددار قسمت قدامى دو نيمکره مخ قسمت قدامى سينه حشره لب قدامى مغز واقع در نيمه قدامى