@قدرت@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قدرت قدرت تام قدرت تحرک قدرت تحمل نسبت بدارو يا زهر قدرت تخريب قدرت توليد و ايجاد ... قدرت جذب قدرت جهانى قدرت حکومت براى استفاده ... قدرت حياتى قدرت خلاقه قدرت دادن قدرت داشتن قدرت دنيوى قدرت ديد قدرت ديد ذره بين قدرت را توصيف کردن قدرت زاى نورى قدرت شليک قدرت عاليه قدرت عقيده قدرت قانونى قدرت مجازات قدرت مطلق قدرت مطلقه قدرت نگهدارى واژه هاى شامل قدرت ـ (91) : 1 , 2 , 3 , 4