@قديم@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قديم قاضى قديم اسرائيل ... و اصول قديم معاملات بازرگانى ... زردى که در قديم مى گفتند از ... مبحث زيست شناسى دوران قديم مبحث شناسايى انسان هاى قديم مربوط به قديم ... به نويسندگان قديم لاتين و ... مقام فرماندارى در رم قديم نخستين قسمت درام قديم رومى نشان خانواده سلطنتى قديم فرانسه نوعى ميمون دنياى قديم وابسته به اشعار قديم فرانسه وابسته به انسان هاى عصر قديم ... اواخر دوره عصر حجر قديم وابسته به ايتاليايى هاى قديم ... حروف الفباى قديم يونان و ... ... بين عصر حجر قديم و جديد ... دوم عصر حجر قديم يا کهنه سنگى وابسته به فرمانداران رم قديم وابسته به قديم وابسته به مردم دوريس يونان قديم ... پيريا در مقدونيه قديم واحد وزن و پول بابل قديم ... شناسى دوران قديم يا کهنه ... ... افسران عاليرتبه ى آتن قديم واژه هاى شامل قديم ـ (78) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}