@قديمى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قديمى پارچه يا پتوى صخيم قديمى پيش دامنى قديمى زنانه و مردانه ... فتيله توپ هاى قديمى به کار مى ... کتابت قديمى کتب قديمى کرجى يک دکلى قديمى کشتى بزرگ بارى و جنگى قديمى کمانچه سه سيمه قديمى کوزه دهن گشاد دسته دار قديمى آدم قديمى آدم قديمى مسلک احيا کننده سبک هاى قديمى ... وسيله نقليه قديمى سرخ پوستان ... ... حاشيه بشقاب و ظروف قديمى انشاء يا گفتار يا اصطلاح قديمى بازى تخته نرد قديمى بحث هاى قديمى را دوباره ... بسيار قديمى تفنگ سر پرچخماقى قديمى تفنگ قديمى توپ قديمى درشکه تک اسبه قديمى دوات شاخى قديمى ديوار قديمى اورشليم زبان قديمى واژه هاى شامل قديمى ـ (50) : 1 , 2