@قديمى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قديمى پارچه يا پتوى صخيم قديمى پيش دامنى قديمى زنانه و مردانه ... فتيله توپ هاى قديمى به کار مى ... کتابت قديمى کتب قديمى کرجى يک دکلى قديمى کشتى بزرگ بارى و جنگى قديمى کمانچه سه سيمه قديمى کوزه دهن گشاد دسته دار قديمى آدم قديمى آدم قديمى مسلک احيا کننده سبک هاى قديمى ... وسيله نقليه قديمى سرخ پوستان ... ... حاشيه بشقاب و ظروف قديمى انشاء يا گفتار يا اصطلاح قديمى بازى تخته نرد قديمى بحث هاى قديمى را دوباره ... بسيار قديمى تفنگ سر پرچخماقى قديمى تفنگ قديمى توپ قديمى درشکه تک اسبه قديمى دوات شاخى قديمى ديوار قديمى اورشليم زبان قديمى واژه هاى شامل قديمى ـ (50) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}