@قديمى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قديمى زبان قديمى مردم ايونى يونان سکه زر قديمى در ايتاليا ... ... فتيله در توپ هاى قديمى شاعر قديمى اسکانديناوى شعر بى قاعده و بى وزن قديمى شيپور قديمى فرشنده کتب قديمى و کمياب قديمى مسلک مسکوک طلاى قديمى ... آداب و رسوم قديمى و اجدادى نژاد قديمى ژرمن ناحيه قديمى مرکز ايتاليا ... نسخه قديمى نسخه لاتين قديمى کتاب مقدس نوعى پيمانه قديمى ذغال سنگ ... ... آلت شکنجه قديمى که سر ... نوعى بازى قديمى نوعى تفنگ قديمى نوعى دستگاه ضبط صوت قديمى نوعى زره قديمى واحد گنجايش مايعات قديمى واحد قديمى وزن يک جور توپ قديمى يک نوع آلت موسيقى قديمى ... قايق کوچک قديمى دو پارويى واژه هاى شامل قديمى ـ (50) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}