@قرار@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار ... پس از قرار گرفتن درمعرض ... پى سنگى درزير ديوار قرار دادن ... لزوم در معرض قرار دادن ارزش قرار دادى از اين قرار از قرار از قرار صدى از قرار معلوم از همان قرار انتخاب قرار دادى ... مورد مواظبت قرار مى گيرد با قرار داد استخدام کردن بازيچه قرار دادن بالا قرار گرفتن بالا قرار گرفتنى بالش وار قرار گرفتن بانظر مساعد مورد بحث قرار دادن ... مورد مطالعه قرار مى دهد ... مورد مطالعه قرار مى دهد برپشت چيزى قرار گرفتن ... دندانها بر آن قرار دارد ... درجوف بلور ديگر قرار دارد به صورت مسند قرار دادن به طرز خوبى مورد عمل قرار گرفته به طور توالى قرار گرفتن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}