@قرار@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار به طور دنج قرار گرفتن به طور سطحى مورد توجه قرار دادن بى قرار بى قرار کننده بى قرار بودن ... معرض نورو غيره قرار دادن ... را بر آن قرار مى دهند تک قرار دادن تابع قرار دادن ... شکنجه شديد زاوش قرار گرفت تحت آزمايش يا نظر قرار دادن تحت اثر قوه شهوانى قرار گرفته تحت الشعاع قرار دادن تحت تاثير آمونياک قرار دادن تحت تاثير احساسات قرار گرفتن تحت تاثير باکترى قرار دادن تحت تاثير برق قرار دادن ... حرارت آتشفشانى قرار دادن ... عقيده يا مسلکى قرار دادن تحت تاثير قرار دادن تحت تعقيب قانونى قرار دادن تحت درمان با هپارين قرار دادن ... در اثر حرارت قرار دادن تحت فشار شديد قرار دادن تحت فشار قرار گرفتن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9