@قرار@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار به طور دنج قرار گرفتن به طور سطحى مورد توجه قرار دادن بى قرار بى قرار کننده بى قرار بودن ... معرض نورو غيره قرار دادن ... را بر آن قرار مى دهند تک قرار دادن تابع قرار دادن ... شکنجه شديد زاوش قرار گرفت تحت آزمايش يا نظر قرار دادن تحت اثر قوه شهوانى قرار گرفته تحت الشعاع قرار دادن تحت تاثير آمونياک قرار دادن تحت تاثير احساسات قرار گرفتن تحت تاثير باکترى قرار دادن تحت تاثير برق قرار دادن ... حرارت آتشفشانى قرار دادن ... عقيده يا مسلکى قرار دادن تحت تاثير قرار دادن تحت تعقيب قانونى قرار دادن تحت درمان با هپارين قرار دادن ... در اثر حرارت قرار دادن تحت فشار شديد قرار دادن تحت فشار قرار گرفتن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}