@قرار@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار تحت فشار قرار دادن تحت نفوذ خود قرار دادن تحت نفوذ قرار گيرنده ... زير تختواب ديگر قرار گيرد ترتيب قرار گرفتن ترتيب قرار گرفتن دستگاه عروقى ... به وسيله قرار دادن زبان ... توپ را روى گوه قرار دادن ... به وسيله آب قرار گيرد حبس در خليج قرار دادن خود را تحت الشعاع قرار دادن ... بالاى دکل اصلى قرار دارد در پرس قرار دادن در چهارچوب يا کلاف قرار دادن در گرو قرار دادن در گهواره قرار دادن در گود مبارزه قرار دادن در کيسه يا تخمدان قرار دادن در آشيانه قرار گرفته در آغاز قرار دادن در اتاق قرار دادن ... يا عبارت خاصى قرار دادن در برزخ قرار دادن ... طبقات متناوب قرار دادن در تنگنا قرار دادن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9