@قرار@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار در جلد چرمى قرار دادن در جلو چيزى قرار دادن در جوف قرار دادن در حدقه يا سرپيچ قرار دادن در حصار قرار دادن در خطر صدمه يا مرگ قرار دادن در ديوار قرار دادن در رديف بخصوصى قرار نگرفته در زمين قرار دادن در زير چيزى لايه قرار دادن در زير شيروانى قرار دادن در زير قرار گرفته در سنگر قرار دادن در شکم چيزى قرار دادن در صف جلو قرار گرفتن در صندوق قرار دادن در لفافه قرار دادن در محک آزمايش قرار گرفته در محظور قرار دادن در محفظه اى قرار دادن در محل معينى قرار دادن در محلى قرار دادن در معرض بودن يا قرار دادن در معرض رطوبت قرار دادن در معرض مخاطره قرار دادن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}