@قرار@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار در مقابل يکديگر قرار دادن در مقام منيعى قرار دادن در موسسه يا بنگاه قرار دادن در نيمکت قرار گرفتن در وسط قرار دادن در يک رديف قرار گرفتن در يکسو قرار دادن درتنگنا قرار دادن يا ... درتير دان قرار گرفتن درجاى بلند قرار دادن درجاى دنج قرار گرفتن يا ... درحلقه گل قرار دادن درحلقه ى گل قرار دادن دردسترس قرار دادن درطويله قرار دادن درقالب قرار دادن درلانه قرار دادن درمحفظه يا حفره قرار گرفته درمرکز قرار گرفتن درمضيقه قرار دادن درمعبد قرار دادن درمعرض آفتاب قرار دادن درمعرض فروش قرار دادن درمعرض نمايش قرار دادن دستخوش فريب يا تعدى قرار دادن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}