@قرار@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار دمر قرار دادن دوباره بر قرار کردن دوباره بر قرار يا تاسيس کردن ... مورد استفاده قرار مى گيرد ... خود مورد بحث قرار مى دهد ... طور موازى قرار دادن و ... رو به روى هم قرار دادن روى پايه قرار دادن روى چيزى قرار گرفتن روى چيزى قرار دادن روى سکوب بلند قرار دادن روى هم قرار گرفتن برگها روى هم قرار گرفته روى هم قرار دادن ... بين برگ و غلاف قرار دارد زير فشار قرار دادن زير نفوذزن قرار گرفته ... تاخت و تاز قرار دادند ... کاپيتان و افسران قرار مى گيرد ... که روى زمين قرار مى گيرد ستون را روى پايه قرار دادن سخت مورد انتقاد قرار دادن ... پى ساختمان قرار مى دهند ... نورافکن صحنه نمايش قرار گرفته ... در امتداد هم قرار مى دهد واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}