@قرار@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار ... چاپى ديگر قرار داده شده صنم قرار دادن طرز ايستادن يا قرار گرفتن طرز قرار گيرى طرف توجه قرار دادن طعمه قرار دادن ... پهلوى يکديگر قرار دهند ... قابل نفوذ آب قرار گرفته ... از يک نت قرار مى گيرد و ... عمودى قرار دادن غير قرار دادى قبلا چيدن و قرار دادن قرار گاه قرار گذاشتن قرار گرفتن قرار گرفته قرار گرفته در زير چيز آويخته قرار گرفته و يا ظاهر ... قرار گيرى بر روى چيز ديگر قرار دائمى قرار داد قرار داد اجتماعى قرار داد فرعى بستن قرار داد متارکه موقت جنگ قرار داد يا کنترات دست دوم واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}