@قرار@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار قرار دادفرعى قرار دادن قرار دادن کف دست رو به بالا قرار دادن حيوان يا ... قرار دادن قشون قرار دادن يا گرفتن قرار دادى قرار دهنده قرار ملاقات قرار ملاقات گذاشتن قرار ملاقات ميان زن ... ... ارتفاعات زياد قرار دارد مبنا قرار دادن مطرح مذاکره قرار دادن ... مرکز عالم وجود قرار داده ... درتوى حفره اى قرار مى گيرد موازى قرار دادن مورد استفاده قرار گرفتن مورد استفاده قرار گرفته مورد استفاده قرار دادن مورد استهزاء قرار دادن مورد اعتراض قرار دادن مورد انتقاد و ايراد قرار گرفتن مورد بحث قرار دادن ... و مذاکره مجدد قرار دادن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9