@قرار@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرار قرار دادفرعى قرار دادن قرار دادن کف دست رو به بالا قرار دادن حيوان يا ... قرار دادن قشون قرار دادن يا گرفتن قرار دادى قرار دهنده قرار ملاقات قرار ملاقات گذاشتن قرار ملاقات ميان زن ... ... ارتفاعات زياد قرار دارد مبنا قرار دادن مطرح مذاکره قرار دادن ... مرکز عالم وجود قرار داده ... درتوى حفره اى قرار مى گيرد موازى قرار دادن مورد استفاده قرار گرفتن مورد استفاده قرار گرفته مورد استفاده قرار دادن مورد استهزاء قرار دادن مورد اعتراض قرار دادن مورد انتقاد و ايراد قرار گرفتن مورد بحث قرار دادن ... و مذاکره مجدد قرار دادن واژه هاى شامل قرار ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}