@قرمز@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرمز فلفل قرمز فلفل قرمز هندى قرمز کردن قرمز کم رنگ قرمز کننده قرمز کننده پوست قرمز دانه قرمز رنگ قرمز سازى قرمز سير قرمز شدن قرمز شده قرمز شراب کش قرمز مايل به زرد قرمز مايل به قهوه اى قرمز نشان دادن قرمز ياقوتى قهوه اى مايل به قرمز ... برآمده و قرمز رنگ مادرزادى ... لعل قرمز رنگ لعل قرمز سير لوبيا قرمز ... پازرد و قرمز بال آمريکايى ... زياد به رنگ قرمز تبديل مى شود ... ... گويچه هاى قرمز خون جانوران ... واژه هاى شامل قرمز ـ (97) : 1 , 2 , 3 , 4