@قرمز@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرمز فلفل قرمز فلفل قرمز هندى قرمز کردن قرمز کم رنگ قرمز کننده قرمز کننده پوست قرمز دانه قرمز رنگ قرمز سازى قرمز سير قرمز شدن قرمز شده قرمز شراب کش قرمز مايل به زرد قرمز مايل به قهوه اى قرمز نشان دادن قرمز ياقوتى قهوه اى مايل به قرمز ... برآمده و قرمز رنگ مادرزادى ... لعل قرمز رنگ لعل قرمز سير لوبيا قرمز ... پازرد و قرمز بال آمريکايى ... زياد به رنگ قرمز تبديل مى شود ... ... گويچه هاى قرمز خون جانوران ... واژه هاى شامل قرمز ـ (97) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}