@قرمز@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قرمز ماهى قرمز مايل به قرمز مرغ پا قرمز کرانه زى مزين به ياقوت قرمز مو قرمز مورچه قرمز کوچک موى قرمز ميوه تمشک قرمز رنگ که ... ميوه رسيده فلفل قرمز نارون قرمز نوار باريک قرمز ... گوساله گوشت قرمز از نژاد ... نوعى شراب قرمز نوعى عقيق قرمز سير هادى اشعه حرارتى ماوراء قرمز هر چيز قرمز و مشتعلى هر نوع گوهر به رنگ قرمز روشن ... رنگ زرد مايل به قرمز وابسته به اشعه مادون قرمز يک جور رنگ قرمز ... که حاوى رنگ قرمز يا زرد مى ... يونجه گل قرمز واژه هاى شامل قرمز ـ (97) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}