@قسمت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت پاورقى قسمت پايين روزنامه پايين ترين قسمت پياده کردن قسمت هاى دستگاهى ... ... معنى داراى سه قسمت و سه قسمتى ... ... داراى چهار قسمت و اربعه چرم زير قسمت منحنى پا چوپ را بچهار قسمت اره کردن گوشت قسمت پشت بازوى گاو کوچکترين قسمت صرف و نحوى کلمه آب جارى در قسمت کم عمق رود آخرين قسمت ... آميختگى طبيعى قسمت هاى مختلف آن قسمت از دهليز قلب ... آن قسمت از مباحث فنى ... از يک قسمت کتاب به قسمت ... ... شامل يک قسمت استوانه اى ... الوار را به چهار قسمت بريدن انتهاى قسمت عقبى کشتى اولين قسمت ... هاى لنفى در قسمت هاى بدن بالاترين قسمت بالاترين قسمت آگهى سينما بخش قسمت برگه يا قسمت آويخته برآمدگى قسمت غضروفى خارج گوش واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9