@قسمت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت به چند قسمت کردن به چهار قسمت مساوى تقسيم کردن به دو قسمت مساوى تقسيم کردن به سه قسمت تقسيم کردن به سه قسمت منقسم شدن به قسمت هاى کوچک تقسيم کردن به قسمت هاى مجزا تقسيم نمودن ... به دو قسمت مساوى تقسيم ... بهترين قسمت بيست قسمت شده تابع منطقه يا قسمت ديگرى تقسيم به چند قسمت يا قطعه تقسيم به سه قسمت تقسيم بهسه قسمت ... کار به دو يا چند قسمت تقسيم شده به چند قسمت ... شونده به دو قسمت در يک انتها ... سلول به دو قسمت بدون کم شدن ... تقسيم وجود انسان به سه قسمت ... عمودى ميان قسمت هاى پنجره جلوترين قسمت قدامى مغز حاوى هزارمين قسمت حذف قسمت هاى خارج از اخلاق خارج قسمت داراى سرنوشت و نصيب و قسمت ازلى واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9