@قسمت@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت به چند قسمت کردن به چهار قسمت مساوى تقسيم کردن به دو قسمت مساوى تقسيم کردن به سه قسمت تقسيم کردن به سه قسمت منقسم شدن به قسمت هاى کوچک تقسيم کردن به قسمت هاى مجزا تقسيم نمودن ... به دو قسمت مساوى تقسيم ... بهترين قسمت بيست قسمت شده تابع منطقه يا قسمت ديگرى تقسيم به چند قسمت يا قطعه تقسيم به سه قسمت تقسيم بهسه قسمت ... کار به دو يا چند قسمت تقسيم شده به چند قسمت ... شونده به دو قسمت در يک انتها ... سلول به دو قسمت بدون کم شدن ... تقسيم وجود انسان به سه قسمت ... عمودى ميان قسمت هاى پنجره جلوترين قسمت قدامى مغز حاوى هزارمين قسمت حذف قسمت هاى خارج از اخلاق خارج قسمت داراى سرنوشت و نصيب و قسمت ازلى واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}