@قسمت@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت داراى سه قسمت داراى قسمت پشتى و شکمى مشخص داراى قسمت هاى کوچک داراى قسمت هاى غير متقارن در کدام قسمت در قسمت جانبى شکم در هر قسمت در يک قسمت درست شده از سه قسمت ... کارگران مسئول يک قسمت از راه آهن دفاع از قسمت عقب پل ... اى که دو قسمت اصلى آهنگ را ... رئيس قسمت پزشکى ارتش راس قسمت فوقانى بطن چهارم سوى قسمت پناه دارکشتى شيپور داراى قسمت ميانى متحرک ... و يا خارج قسمت دو عدد صحيح عضو يا قسمت قبضه مانند عقب ترين قسمت کشتى عميق ترين قسمت زير پوست ... اعداد به دو قسمت مساوى غير قابل قسمت ... شود ولى قسمت بندى نشده فصل يا قسمت مختصرى قابل قسمت واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}