@قسمت@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت قسمت پايين سينه قسمت پايين عمارت قسمت پف کردن قسمت پف کرده جامه زنانه قسمت پهن قسمت چپ دکل اصلى کشتى قسمت چسبناک و لزج گلوتن قسمت چهار گانه قسمت چوبى خانه قسمت گرد گوشت کبابى قسمت گردنده ماشين قسمت گردنده ميخ يا پيچ سرپهن قسمت کردن قسمت کردن مجدد قسمت کف پا قسمت کم عمق رودخانه ... قسمت کننده به سه بخش قسمت کوچکى که بعدا ... قسمت آبکى خون قسمت آخر مسابقه قسمت آويخته لب بالاى سگ قسمت آويزان گوش قسمت اخير عهد سوم زمين شناسى قسمت استخوانى جمجمه قسمت استوانه اى دسته ... واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}