@قسمت@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت قسمت اصلى قسمت اصلى کانال قسمت افقى روى شاه تير يا ستونها قسمت افقى لبه پنجره قسمت افقى و عرضى هر چيزى قسمت الحاقى قسمت انتهايى قسمت بافت مرده قسمت باقى مانده قسمت بالا قسمت بالاى کاسه لاک پشت قسمت بالايى قسمت بر آمده و اطاله يافته قسمت برآمده کنار صحنه تئاتر قسمت بردن قسمت بريده چرم قسمت بلند عقب کشتى قسمت تحتانى قسمت تراشيده سر کشيش قسمت ته هر چيز قسمت تيز هر چيزى که آويخته باشد قسمت ثابت ماشين يا مولد قسمت جامد گياهان قسمت جلو قسمت جلو آمده صحنه نمايش واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9