@قسمت@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت قسمت جلو باد کشتى قسمت جلو سر نرم تنان و حلزونها قسمت جلو صورت چارپايان قسمت جلو عرشه کشتى قسمت جلو قفسه سينه پستانداران قسمت جلوى پيشخوان اتومبيل ... قسمت جلوى زائده جلو مغز قسمت جلويى مغز جنين قسمت حرکت کننده ماشين قسمت حساس و عروقى ميان پوست قسمت خارجى پوسته مقعد ... قسمت خارجى اسفنجيان قسمت خارجى جمجمه قسمت خارجى جو قسمت خارجى عضله قلب قسمت خارجى ميدان قسمت خارجى يک موجود قسمت خسته کننده قسمت خشک و سخت نان قسمت خلفى لوله گوارش قسمت خنجرى جناق قسمت داخلى قسمت دور از مرکز بال پرنده قسمت زير قسمت زير جلد واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9