@قسمت@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت قسمت زير زمينى بنا قسمت زيربناى زمين يا صخره قسمت ساحلى دريا قسمت سخت زمين قسمت سر قسمت سفلاى پاى اسب قسمت سوم قسمت شمالى قسمت صاف هر چيز قسمت عقب کشتى قسمت عقب انبار يا ته کشتى قسمت عقب مغز قسمت عمده قسمت فرعى قسمت فوقانى و مسطح عقب کشتى قسمت قابل توارث نطفه قسمت قابل زندگى کره ... قسمت قدامى حيوانات بنددار قسمت قدامى دو نيمکره مخ قسمت قدامى سينه حشره قسمت قسمت قسمت قسمت کردن قسمت لذيذغذا قسمت مادى يا مکانيکى هنر قسمت متحرک بال هواپيما واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}