@قسمت@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت قسمت مثلثى شکل بند بدن کشتى قسمت مرکزى شهر قسمت مساوى قسمت مقدماتى قسمت ممتاز قسمت ميان دو بند يا مفصل قسمت ميان ران و تهيگاه قسمت ميانى مجراى هاضمه قسمت نرم ميوه قسمت نهايى قسمت هاى اصلى زمان ... قسمت هاى خارج از اخلاق ... قسمت هاى داخلى قسمت هاى زائد چيزى را چيدن قسمت هاى فرسوده را ... قسمت هاى متصل به هم قسمت واقع بين استخوان هاى کتف قسمت وسط قسمت يا جزء بسيار ريز ... مرکب از قسمت هاى گوناگون ... از اين چهار قسمت يک بيت ترجيع ... ... نيرومندى که قسمت اعظم آن ... ماهى آبنوس قسمت هاى نسبتا ... محوطه يا قسمت کوچک مربوط به قسمت پايين سينه واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9