@قسمت@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمت مقدار يا قسمت کوچک منقسم به قسمت هاى جدا جدا ... اسلواک ساکن قسمت مرکزى چکوسلواکى نخستين قسمت درام قديم رومى نرده قسمت عقب کشتى نصف قسمت خلفى گوشت گاو ... نصيب و قسمت نصيبب و قسمت نمايشنامه قسمت هر قسمت از نرده و ديوار ... هم آهنگى قسمت هاى مختلف همه قسمت هورمن قسمت مرکز غده فوق ... واقع در قسمت سطحى خاک واقع در قسمت هاى ريه ... مرکب از چهار قسمت سرب و يک ... يک هزارمين قسمت يکى از دوازده قسمت واژه هاى شامل قسمت ـ (218) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9