@قسمتى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمتى ... پستان يا قسمتى از پستان ... قسمت و سه قسمتى و سه تايى ... ... منتخبه يا قسمتى از کتاب ... برداشتن قسمتى از يک عضو ... خارج کردن قسمتى از استخوان برش قسمتى از مغز بلندى قسمتى از کف سالن يا محلى ... زبان آرامى قسمتى از عهد ... ... و کشش قسمتى از موسيقى ... سر يا قسمتى از سر انسان ... به عنوان قسمتى از تعليم ... سفيد گذاردن قسمتى از نقاشى سه قسمتى سه قسمتى کردن شخص مهم و برجسته در هر قسمتى شش قسمتى عکس يا قسمتى از کتاب يا ... ... برداشتن تمام يا قسمتى از معده فصل يا قسمتى از کتاب قسمتى از پزشکى که ... قسمتى از پلاستودرم که ... قسمتى از گوشت ران گاو قسمتى از گوشت يا استخوان ... قسمتى از کلاه خود ... قسمتى از آدرس در اشاره ... واژه هاى شامل قسمتى ـ (49) : 1 , 2