@قسمتى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمتى ... پستان يا قسمتى از پستان ... قسمت و سه قسمتى و سه تايى ... ... منتخبه يا قسمتى از کتاب ... برداشتن قسمتى از يک عضو ... خارج کردن قسمتى از استخوان برش قسمتى از مغز بلندى قسمتى از کف سالن يا محلى ... زبان آرامى قسمتى از عهد ... ... و کشش قسمتى از موسيقى ... سر يا قسمتى از سر انسان ... به عنوان قسمتى از تعليم ... سفيد گذاردن قسمتى از نقاشى سه قسمتى سه قسمتى کردن شخص مهم و برجسته در هر قسمتى شش قسمتى عکس يا قسمتى از کتاب يا ... ... برداشتن تمام يا قسمتى از معده فصل يا قسمتى از کتاب قسمتى از پزشکى که ... قسمتى از پلاستودرم که ... قسمتى از گوشت ران گاو قسمتى از گوشت يا استخوان ... قسمتى از کلاه خود ... قسمتى از آدرس در اشاره ... واژه هاى شامل قسمتى ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}