@قسمتى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمتى قسمتى از استحکامات خندق قسمتى از برنامه قسمتى از ثانيه قسمتى از جانور شناسى ... قسمتى از جبهه قسمتى از دوران سوم زمين شناسى قسمتى از سر ستون که ... قسمتى از سفينه فضايى قسمتى از شعر يا سرود قسمتى از شهر که بيرون ... قسمتى از صحنه نمايش ... قسمتى از عرشه کشتى ... قسمتى از عرشه که بادبان ... قسمتى از علم جانور ... قسمتى از مزرعه که ... قسمتى از مغز جنين ... قسمتى از منطق که با ... قسمتى از موشک که حاوى ... قسمتى از يک بخش يا ناحيه قسمتى از يک عمارت قسمتى ديگر قسمتى لباس يا دستکش ... ... برداشتن ريه با قسمتى از آن يهوديه که قسمتى از جنوب ... واژه هاى شامل قسمتى ـ (49) : 1 , 2