@قسمتى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قسمتى قسمتى از استحکامات خندق قسمتى از برنامه قسمتى از ثانيه قسمتى از جانور شناسى ... قسمتى از جبهه قسمتى از دوران سوم زمين شناسى قسمتى از سر ستون که ... قسمتى از سفينه فضايى قسمتى از شعر يا سرود قسمتى از شهر که بيرون ... قسمتى از صحنه نمايش ... قسمتى از عرشه کشتى ... قسمتى از عرشه که بادبان ... قسمتى از علم جانور ... قسمتى از مزرعه که ... قسمتى از مغز جنين ... قسمتى از منطق که با ... قسمتى از موشک که حاوى ... قسمتى از يک بخش يا ناحيه قسمتى از يک عمارت قسمتى ديگر قسمتى لباس يا دستکش ... ... برداشتن ريه با قسمتى از آن يهوديه که قسمتى از جنوب ... واژه هاى شامل قسمتى ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}